خرید بک لینک
آلنی آقاویلر، سلاممیخواستم برایت نامه بنویسم، فکر میکردم اکنون که باز هم ما مردمی دردکشیده هستیم، شاید خوب باشد که باز هم تو با آن قدرت ترکمنیات، با آن حرکات گالانیات، بیایی و باز هم به نفع مردم

برچسب: نویسنده: فاطمه زارعی تاريخ: پنجشنبه 15 خرداد 1399 ساعت: 17:56

شبها، سی دقیقه بعد از نیمهشب، مامان میوه پوست میکَنَد و در بشقاب خرد میکند و به بابا میگوید: «بزن شبکهٔ بیستویک.» بابا میزند شبکهٔ بیستویک و آنوقت تا یکساعتونیم بعد از نیمهشب، شبیه زوجی که رفتهاند ماه عسل، با ذوق باهم میوه میخورند و مناظر سرسبز دو طرف ریل را به هم نشان میدهند.

برچسب: نویسنده: فاطمه زارعی تاريخ: پنجشنبه 15 خرداد 1399 ساعت: 17:56

اول دبستان که بودم، سوار اتوبوس که میشدیم، تابلوی مغازهها، مقوای پشت وانتهای میوهفروش، فحشها و یادگاریهایی که با اسپری رنگ روی دیوارها مینویسند و در جنوب شهر به وفور دیده میشود، تابلوهای س

برچسب: نویسنده: فاطمه زارعی تاريخ: پنجشنبه 15 خرداد 1399 ساعت: 17:56

پاسخی به فراخوان وبلاگی «فصل پایان» بیاختیار اشکم سرازیر میشود. اشک غم نیست. اشک شوق هم نیست. اشک خشم و درد و رنج و ترس هم نیست. بهگمانم اشک آرامش است؛ البته اگر تاکنون اشکی که معنای آرامش داشته ب

برچسب: نویسنده: فاطمه زارعی تاريخ: پنجشنبه 15 خرداد 1399 ساعت: 17:56

صفحه بندی